تبليغاتX
بچه های مدیریت صنعتی دانشگاه جواد یزد
اسمم سحر ِیا حداقل یه چیزی شبیهش.امیدوارم مطالبی که اینجا میزارم به درد بچه های مدیریت صنعتی بخوره
سلام

من همیشه به این حرف اعتقاد دارم که باید حرف قدیمی ها رو با آب طلا نوشت

این شعر درزمان انقلاب مشروطه سروده شده و نشان دهنده اوج خفقان در دوران استبداد قجر است.


چه کسی گفته دراین مملکت آزادی نیست
زنده ها ، فاتحه ی اهل قبور آزاد است
کرده این لایحه را مجلس شورا تصویب
خواندن لال و نگه کردن کور آزاد است

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 6:40 PM
  به قلم: سحر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
سلام

همه بچه ها افتخار کنن به این سیستم دانشگاه.

دو روزه دانشگاه شروع کرده به حذف درسایی که طبق چارت گرفته نشده.

میدونید یعنی چی؟

یعنی هر کس باید منتظر باشه که واحدهایی که تا الان و در ترم های قبل پاس کرده یکی یکی بدون اخطار قبلی حذف بشه .

اینم از دانشگاهی که تو دو سال ۳ مدیر گروه فقط برای مدیریت صنعتی عوض کرده.

حاجی مرادی یه ساز میزد

کبیری یه ساز میزد

این دهقان دهنوی هم یه ساز میزنه.

هر واحدی که ما اون موقع گرفتیم داره حذف میشه فقط به خاطر اینکه سیستم به ما خطا نداده که این درس پیش نیاز داره.

۶ واحدم از ترمای قبل داره حذف میشه و ۳ واحد از این ترمم.البته تا الان

هنوز تو سایت حذفش نکردن ولی وقتی  پرسیدم گفتن این کار رو میکنن.

بقیه هم شرایطی نظیر من دارن.همه اونایی که فکر میکردن ترم آخرشونه حالا دارن متوجه میشن اشتباه فکر کردن.

نمیدونم چی بگم.اونقد رناراحت هستم که اصلا توانایی ندارم به این موضوع فکر کنم چه برسه به اینکه در موردش بنویسم.

من الان میرم خوابگاه شاید کسی چارت داشته باشه ببینم دیگه چه درساییم حذف میشه.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 8:29 AM
  به قلم: سحر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
سلام.

من بازم با نوشته های لوث خودم اومدم.ولی من غلط کنم از این نوشته های لوث از خودم به جا بذارم.

میخوام وبلاگ یکی از این غرب زده ها رو لو بدم.

بخوانید. کلیک کنید                    خرگوشی

خدا تعداد این غرب زده ها رو بیشتر کنه که دولت قدره ما بچه های خوب رو بدونه

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 12:10 PM
  به قلم: سحر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
سلام

فقط اومدم ببینم با این انتخاب واحد جانانه چه طورید.

من تو ۶ روز هفته کلاس دارم با این وضع برنامه آموزشی .

 آخرش هم با این همه کم و زیاد کردن از ۱۲ شب تا ۴ ساعت پیش فقط تونستم ۱۹ واحد بگیرم که اونم جوریه که باید در روز دو بار  برم دانشگاه و دو بار هم برگردم.البته حداقل دوبار.این ترم دیگه خوابگاه تعطیل.

یه خونه میگیرم دیوار به دیواره دانشگاه

خدا خیرشون بده با این برنامه آموزشی موفق شدن کاری کنن که همش با هم تداخل داشته باشه 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 12:5 PM
  به قلم: سحر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
سلام

باز اومدم تا هر آنچه در نیمکره چپ و راست مغزم دارم را بریزم روی دایره .اونم بدون هیچ زمینه چینی

بعضی وقتا تو زندگی شرایطی پیش میاد که یه موضوعه ساده ذهنت رو مشغول کنه و حلاجی اون مطلب یا اون موضوع باعث میشه به هر چیزی که میبینی جوری پر و بال بدی که یه جوری اول ربطش بدی به مطلب ذهنیت و بعد دنبال وجه اشتراک این مطالب بگردی.

حالا این تازه اول بدبختیه.چون هر چی میبینی خواسته یا نا خواسته دنبال وجه اشتراکاش میگردی.

احتمالا منم دچار این حالت شدم.

حدود یه هفته است که فکرم مشغول انتقاده آیت الله خامنه ای در مورد تحصیل ۲ میلیون دانشجو در رشته انسانیه و  هر دفعه جوری تلاش میکنم خوش بین باشم و برداشت درستی داشته باشم از این انتقاد یهو یه اتفاق میوفته و منو بیشتر به برداشت غلط سوق میده.

وقتی یکی از نماینده ها با عنوانه نماینده موافق کامران دانشجو اومد و دوباره این موضوع رو مطرح کرد من دیگه مطمئن شدم مردم ایران اینجورین یعنی دوست دارن یه نفر کل تصمیم ها رو بگیره چه غلط چه درست و اونا تبعیت کنن و بقیه تصمیم ها رو هم با توجه با اون تصمیم بگیرن .

اونجوریه که خیالشون راحته و هیچ نگرانی ندارن. آخه دیگه اگه اشتباهی شده باشه و زمانی ثابت بشه اون تصمیم اشتباه بوده دیگه اینا عذاب وجدان ندارن و میگن تصمیم بزرگی بوده و ما ماموریم و معذور.

چون حرفام زیاده بقیه رو منتقل میکنم به ادامه مطالب


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 12:4 PM
  به قلم: سحر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
سلام

بعد از این همه وقت تازه انگیزه پیدا کردم بنویسم.

۱۰۰ ٪ همه مصاحبه امروز ابطحی و تاجبخش رو در اخبار۲۰:۳۰ و بعد از ۲۰:۳۰دیدند.

نمیدونم در مورد جفتشون چی باید بگم.یا اینکه واقعا از این رو به اون رو شدن یا اینکه مجبور شدن تقیه کنن.

ولی ابطحی با حرفی که زد باعث شد من به تغییر کردنش شک کنم.

یه تیکه از حرفاش این بود:فکر نکنید اون عده ای که با من و آقای تاج بخش پشت این میزها نیومدن با حرفای ما و یا صحت انتخابات مخالف هستند.بلکه اونا هنوز جسارت اعتراف به اشتباه رو ندارند.

شما از این حرف چه برداشتی دارید؟

یعنی فقط اونایی که بخوان همچین حرفی بزنن میتونن بیان پشت این میز بشینن و حرف بزنن.

من که نظرم اینه و این برداشت رو کردم شما هم نظراتتون رو بگید.

به امید ایرانی پیروز

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 10:22 PM
  به قلم: سحر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
۴ سال پیش در چنین روزهایی که به روز انتخابات نزدیک میشدیم کسی  بین نامزدها وجود داشت که مردم شناختی از او نداشتن،شاید عده ای  از ساکنین تهران که از شهردارشون راضی بودن؛ و شاید عده ای از مردم اردبیل که زیاد خاطرات خوبی از او نداشتن ، تو شهرستانها از هر ۱۰ نفر شاید یکی او نو میشناخت(نه به عنوان اینکه بخواد بهش رای بده ؛فقط با عنوان شناخت از نامزدها)

ولی بعد از شمارش آرا برگ برگشت و همه مردم اون روز تونستن رئیس جهمورشون رو بشناسن در دنیایی از  شگفتی متوجه شدن کسی رای آورده که مردم کمترین شناخت رو ازش دارن.

اما ایشون فرد تحصیلکرده ای بودند که کلی برنامه برای آینده داشتن و کلی شعارای خوب داده بود. 

مردم ایران عادت کردند که فقط   با نگرانی چشم به آینده بدوزن و ببینن این یکی با بقیه چه فرقی داره،چقدر دلش برای مردم میسوزه؛ و تا خبر میشن میبینن ۴ سال  گذشته و زندگیشون از قبل بدتر شده و دوباره روزی از نو،روزی از نو

حالا من با دیدن یه صفحه از یه خبرنامه یاد اون روزا افتادم و به یاد شعارایی که هر کاندید با خودش میاره.

چه خوب میشد استادای ما همونجوری که به ما میگن هر روز درستون رو مرور کنید تا ملکه ذهنتون بشه و هیچ وقت فراموشش نکنید به بقیه هم میگفتن،اگر هر کاندید شعاراش رو هر روز صبح مرور میکرد تا بفهمه مردم برای چی انتخابش کردن اون موقع وضع ایران با امروز خیلی متفاوت بود.

ولی افسوس که هم زمان با اعلام نتایج پرونده شعارها هم بسته میشه.

خلاصه اینکه یه لیست از شعارای دکتر احمدی نژاد رو تو ادامه مطلب میذارم تا خودتون قضاوت کنید .

فقط میتونم بگم فکر کنید و بگذارید بقیه هم فکر کنن


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:19 PM
  به قلم: سحر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
سلام دوستان

یه خبر جدید و جالب تو خبرگذاریا امروز دیدم که کلی خندیدم.این مدلیش رو ندیده بودیم.

عیدی به دانشجویان دختر کوی دانشگاه

عیدی ۱۰۰۰۰۰ تومانی به حاضرین در سخنرانی

عیدی به دانشجویان پسره دانشگاه عیم وصنعت(که هنوز نقدا داده نشده)

ولی خدایی رئیس جمهور محترم که به قول خودشون برای سفرهای استانی وام میگیرند نباید برای خرج کردن سرمایه دولت یه خرده آگاهانه تر تصمیم بگیره ُالبته اگه خیال انتخاباتی نداشته باشه و فقط به فکر ایران باشه .

آقایی که همه جا دارن داد میزنن که با حداقل امکاناته رفاهی دارن زندگی میکنن از محیط خونشون عکس میگیرن و این قدر ساده زیستی رو رواج میدنُ چرا برای هر سفر استانی اینفدر خرج؟چرا اینقدر پوستر؟

طوری که از یک ماه قبل از ورودشون به یزد برنامه های تلویزیونی یزد کامل در مورد دستاورد های دولت نهم بود و پوستر های بزرگی که همه یا سرشون در اومده بود ویا از وسط پاره شده بود؟

چرا باید همه اداره ها تعطیل بشه و مدرسه ها هم همین طور.

چرا باید به دانشجویان یه دانشگاه  پول نقد داده بشه؟اونم فقط دانشجویان دختر؟

همیشه سعی بر این بوده که تا حد امکان نقدینگی رو کاهش بدیم در جامعه ُولی چرا تازگی ها همه قواعد اقتصاد داره زیر پا گذاشته میشه؟

چرا هر کس که یه نامه مینویسه به آقای رئیس جمهور، پول نقد میاد به حسابش ؟

همه میدونن که قشری از جامعه از نمای پول نقد خوششون میاد و به این فکر نمیکنن همین پول نقد چقدر برای اقتصاد ضرر داره،و آیا این توزیع پول نقد در استان های محروم ،هم ازنظر اطلاعاتی و هم از نظر اقتصادی چیزی جز تزویر نیست؟

قضاوت با شماست

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 5:52 PM
  به قلم: سحر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 حجت الاسلام و المسلمین ابوالقاسم مناقب صبح امروز در بیمارستان سیدالشهداء یزد دار فانی را وداع گفت.

وی که مدرس حوزه های علمیه و امام جمعه موقت یزد بود، در سن 71 سالگی و پس از تحمل ماه ها بیماری به ملکوت اعلاء پیوست. مراسم تشییع پیکر این خطیب برجسته و انقلابی یزد امروز عصر برگزار خواهد شد.

  درگذشت این عالم ربانی را به بیت آیت الله شهید صدوقی، جامعه روحانیت و مردم شریف یزد تسلیت می گویم.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 9:5 PM
  به قلم: سحر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
سلام به همگی

ببخشید که اینقدر دیر به دیر آپ میکنم.

شاید الان اگه نظر نگین رو نمیدیدم هم آپ نمیکردم.

فکر میکنم اشتباهی که پیش اومده اینه که فکر کردن فقط خاتمی مهمه نه عزیز من خاتمی یه عضوه از یه حزب ،یه مشته نشونه خروار

خاتمی هست و میر حسین موسوی حمایت خودش رو از اون داره اعلام میکنه ولی به گفته یه تعداد ستاد خود میرحسین موسوی هم در حال فعالیت کم و بیش هست.

چه نتیجه ای میگیریم؟

یا باید میرحسین موسوی به نفع خاتمی بکشه کنار و یا خاتمی به نفع میر حسین موسوی 

پس میبینیم که اصلا ما احتمال این موضوع رو میدیم ولی اینقدر مهم نیست.چون ایران دنبال انسان لایق میگرده نه صرفا خاتمی

خوب حالا کدوم بهتره؟

از یه طرف موسوی کسیه که نسل انقلا ب و نسل جنگ و خیلی از فرهیخته ها رو با خودش داره  و از نظر تفکری رابطه نزدیکی با امام خمینی داره با توجه به دوره هی نخست وزیریشون ولی در عوض از نسل جدید کسی با موسوی آشنایی زیادی نداره و به بعضی دلایل)رهبری( این سالها در حاشیه بوده.

ولی خاتمی کسیه که اکثر رای نسل جدید رو با خودش داره  البته چه که رای بسیار زیادی هم از بین نسل انقلاب و سابق داره ولی این دو نفر وقتی هم دیگه رو تایید میکنن  یعنی کارها و تصمیمات همدیگر رو قبول دارند.

از طرفی احتمال تایید میر حسن موسوی به دلیل بعضی مشکلات کمه منظور بعد از انتخاب در رای گیریه.

حالا به نظر شما چه اتفاقی میوفته؟

نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 9:8 AM
  به قلم: سحر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T
Jonamoos Browser (Anti Filter)
Filtered Url : : آدرس سايت فيلترشده